منییر 2!
اما با توجه به بازخورد زیاد این مطلب که همان بیماری "منییر" است و کامنتهایی که در این زمینه داشتم لازم دیدم که یه پست دیگه در این زمینه بنویسم! چون اون مطلب موقعی نوشته شده که من در حال پیگیری درمان بودم و تقریبا از درمان طب سنتی مطمئن شده بودم!! از اون مطلب بیش از 1 سال میگذره و شرح حال بیماری من در این مدت این بوده:
همون طور که در پست قبلی (منییر!) گفتم من درمان طب سنتی رو که شروع کردم سرگیجه ام قطع شد تا حدود 4 ماه بعدش هم سرگیجه ای نداشتم و فکر میکردم که دیگه درمان شده و فقط با یه سری حجامت ها و ... صدای سوت گوشم هم از بین میره. اما درست 1 یا 2 روز قبل از وقتی که از دکتر طب سنتی داشتم یه سرگیجه بسیار شدید گرفتم!!! اینجا بود که به درمان طب سنتی شک کردم و نمیدونستم که واقعا تاثیر طب سنتی بوده که سرگیجه ام قطع شده و یا اینکه اصلا همین طوری بوده و اون درمان اثری نداشته. روزی که از 1 ماه قبل وقت گرفته بودم برای دکتر قرار بود که زالو بندازه برام. من هم گفتم این آخرین کار رو هم انجام بدم که دیگه مطمئن بشم که همه راهها رو امتحان کردم و شایدم با این کار خوب شدم. اما به دلیل اشتباهی که در وقت ویزیت ما پیش اومد و همیاری نکردن دکتر و منشی با ما و ناراحتی من از این وضعیت که کوبیدیم تا کرج اومدیم و میگن وقت نداشتین و باید تا آخرین مریض صبر کنید و ... و با توجه به اینکه کلا شک کرده بودم به تاثیر درمانش بیخیال زالو و ... شدم و کلا این درمان رو هم کنار گذشتم.
اما بعد از این سرگیجه شدید که بعد از 4-5 ماه اومد، فکر کنم 2 یا 3 بار دیگه سرگیجه های خفیف و کوتاه مدت داشتم ولی کلا حالم خیلی طبیعی نبود. مثلا پیاده روی که میرفتم با اینکه سرگیجه نداشتم ولی سرحال هم نبودم. اما بعدش کلا تا الان دیگه سرگیچه نداشتم. یعنی حدود 1 سال و 2 ماهه که سرگیجه نداشتم ولی صدای سوت همچنان باقی است. گاهی شدید و گاهی هم یواش. بعضی وقتها که سرم شلوغه و مشغول کارم یا مهمونی هستیم و در حال صحبت و ... صداش رو نمیشنوم ولی بعضی وقتها صداش بلندتره و کاملا حس میشه. مثلا همین الان که دارم مینویسم صداش تقریبا بلنده!!! از 1 سال و 2 ماه پیش تا به حال هم هیچ درمان خاصی رو انجام ندادم و رژیم خاصی هم نداشتم. بنابراین بیشتر به حرف دکتر مختصصی که به من گفته بود بیماریم منییر نیست، اعتماد دارم. البته به طور کلی باید بگم که رژیم غذایی که طب سنتی بر اساس طبع من تجویز کرده بود باعث شد که حدود 7-8 کیلو لاغر بشم و همچنین کلا وضعیت معده و روده و ... به نظر خودم بهتر بود.
با توجه به اینکه دیگه سرگیجه نداشتم خیلی پیگیری بیشتری برای این بیماری انجام ندادم. اما برای کسانی که درگیر این بیماری هستن و مخصوصا آشنا به زبان انگلیسی، پیشنهاد میکنم که به انگلیسی این بیماری رو جستجو کنن. برای اینکه وبلاگها و یا سایتهایی مخصوص این بیماری هستن که هم خیلی خوب توضیح دادن و هم درمانهای مختلف رو بحث کردن واز همه مهمتر وبلاگهایی هستن که بیماران دچار این بیماری توش مطلب مینویسن. این به نظرم خیلی کمک میکنه به حفظ کردن روحیه و دیدن اینکه خیلیها هستن که ممکنه شرایط بدتر از شما داشته باشن و دارن با این بیماری زندگی میکنن.
اما آخرین چیزی که من برای قطع کردن صدای سوت گوش دارم پیگیری میکنم، درمان فکه!!! بله درسته. در پست قبل هم توضیح دادم که ممکنه این صدای سوت و ... مربوط به ناهنجاری ها در فک و مفاصل گیجگاهی باشه. چون یکی از نزدیکان من دکتری است که تخصصش بیماریهای فکه به من گفت که صدای سوت گوشت مربوط به اینه و من درستش میکنم. من هم با توجه به شناختی که ازش داشتم و تجربه درمان بیماران دارای سردرد و صدای گوش و ... تحت مداوای این دکتر رو میدونستم، قبول کردم که این درمان رو پیگیری کنم. منتها قبل از شروع درمان فک به دلیل این که دندونهام نیاز به ارتدنسی داشت من رو به یک ارتدنتیست معرفی کرد که فعلا دندونها از نظر ارتباط با هم و ارتدنسی درست بشن و بعد درمان اصلی رو شروع کنیم. در حال حاضر حدود 1 ساله که ارتدنسیم شروع شده و حداقل فکر میکنم 6 ماه دیگه هم ادامه داره. احتمالا درمان فک هم حدود 1 سال تا 1 سال و نیم طول میکشه. بنابراین فعلا ناچار به تحمل صدای سوت گوش هستم تا ببینم واقعا با این درمانها خوب میشه یا نه؟ البته بعضی وقتها به فکر می افتم که باز به یه دکتر گوش دیگه هم مراجعه کنم و ببینم الان که فقط صدای سوت دارم میشه بهتر و دقیق تر تشخیص بدن که مسئله چیه یا نه؟ ولی خب چون خیلی جدی نیست و یواش یواش طی 2 سال به صداش عادت کردم خیلی پیگیرش نبودم.
الان یادم اومد که یه دلیل اصلی و شاید مهمترین دلیل که درمان فکم رو پیگیری میکنم این بود که با توجه به اینکه دکتر متخصص از نزدیکان منه، یه مواقعی یه سری کارهاش رو مثل درست کردن پاور پوینت های آموزشی و تایپ مقالات و ... رو انجام میدم. بدیهیه که این مطالب در ارتباط با تخصصش یعنی همون ناهنجاریهای فک و مفاصل گیجگاهیه. در یکی از این مطالب که داشتم تغییراتی توش میدادم یه دفعه دیدم که نشانه های بیماری براش نوشته که دقیقا نشانه هایی است که در بیماری منییر دیده میشه. یعنی سرگیجه، حالت تهوع و صدای سوت گوش!!! به اضافه اختلال در بینایی و ... .یعنی ممکنه تمامی اینها نشانه عدم کارکرد درست فکها و یا مفاصل گیجگاهی باشه!!! همین طوری هم اگه دقت کنید متوجه میشید که خیلی هم بعید نیست. چرا که مفصل فکها یعنی جایی که فکها به هم متصل هستن و حرکت میکنن تقریبا پشت گوشه. یعنی جایی که اعصاب ازش رد میشه و همچنین گوش میانی اونجا است. بنابراین اختلال در این ناحیه ممکنه منجر به اختلال در اعصابی که از اون ناحیه رد میشن و یا تاثیر روی گوش میانی داشته باشه.
اما در آخر با توجه به اینکه تقاضاها برای معرفی دکترها مخصوصا دکتر طب سنتی زیاد بوده اینجا اسمشون رو مینویسم. هرچند که تکرار میکنم درمان هیچکدوم کامل نبوده و منجر به از بین رفتن بیماری نشده:
طب سنتی: دکتر یاسر معصومی، آدرس: کرج، چهار راه هفت تیر، روبروی ساختمان بورس، ساختمان یاس، طبقه 3
متخصص گوش و حلق و بینی: دکتر عباس شفایی، آدرس: تهران، میرزای شیرازی، بین مطهری و بهشتی، ساختمان 222
امیدوارم کسانی که به این بیماری مبتلا هستند، به بیماری خود غلبه کنن و سلامت خودشون رو دوباره به دست بیارن.
پ.ن: این دومین مطلب در مورد بیماریه منییره. برای دو مطلب دیگه روی لینکهای زیر کلیک کنید:
ممکنه هر کسی به هرچیزی یه جور دیگه ای نگاه کنه.یعنی یه جسم یا یه شیئ رو ممکنه آدمهای مختلف به شکلهای مختلف ببینن.مثلا کافیه یه نفر تو چشماش یه فیلتر Colored pencil با Pencil width 24 و Stroke pressure 2 و Paper brigthness 0 داشته باشه تا منو این شکلی ببینه!