بعضی وقتها دارم از یه جایی رد میشم یهو میبینم یه آشنایی داره از روبروم میاد یا کلا یه آشنایی دور و برم میبینم. اون هم من رو میبینه و بعد انگار که نه من چیزی دیدم نه اون!!، از کنار هم رد میشیم!!!

بعد با خودم فکر میکنم که خیلی ضایع کردم که سلام علیکی نکردم! ولی بعدترش فکر میکنم که اون هم دقیقا همین کار من رو کرده! یعنی مطمئنم که من رو دیده ولی به روی خودش نیاورده. بنابراین خیلی سادست. هم من و هم اون حداقل در اون زمان و مکان خیلی مایلی نبودیم که همدیگرو ببینیم!! البته اشتباه نشه ممکنه اصلا موقعیت خاص و مشکوک و سری نباشه و خیلی معمولی باشه. مثل دیروز که داشتم تو خیابون راه میرفتم و دقیقا چشمم خورد به همسایمون که داره از روبرو میاد و اون هم همینطور من رو دید ولی بی خیال از کنار هم رد شدیم. البته مدت نگاه چون کسری از ثانیه بود جا برای بهونه و دلیل میزاره که بگی من حواسم نبود یا ندیدمت و ... .

به هر حال از این جور مواقع برام معمولا پیش میاد و بعدش مدام میگم کار ضایعی کردم که یابو آب دادم. شایدم لزوما این نباشه که بخوایم همدیگرو نبینیم بلکه هر کی منتظر میشه اون یکی سلام کنه و چون انقدر زمان کوتاهه که اگه اون یکی سلام نکرد از بغل هم رد میشیم! البته این مسئله در مواقعی که یه زمان بیش از نیم ساعتی در یک جمعی که اون آدم توی اون جمعه یه زره سخت تر میشه.