کاش دنیا کمی کوچکتر بود
اندازه همین اتاق خوابمون
اونوقت من بودم و تو و یه عالمه وقت که با هم باشیم
بعد صبح ساعت که زنگ میزد بدون اینکه چشمم رو باز کنم خاموشش میکردم
و تو خودت رو تو بغل من جا میدادی و باز میخوابیدیم
و بعد از ساعتها مقاومت در برابر بیدار شدن! بالاخره بیدار میشدیم و با هم صبحانه میخوردیم
دیگه به چیزی فکر نمیکردیم غیر خودمون
نه به اینکه کارهای شرکت چطور پیش میره؟
نه به اینکه زندانیهای سیاسی در چه وضعین؟
آمریکا میخواد حمله کنه یا نه؟
انتخابات چی میشه؟
سکه طلا چند؟ دلار چی؟
و ...
ای کاش میشد فقط به خودمون فکر کنیم، با هم حرف بزنیم، بخندیم
من برات آشپزی میکردم و تو هی مثل یه جوجه پشت سر من وسائل اضافی رو جمع کنی!
با هم میشستیم بازی میکردیم
فیلم میدیدیم، بعد تو وسط فیلم بلند میشدی میرفتی سمنو رو از یخچال میاوردی
با هم میرفتیم دیدن دوستان، فامیل، مامان باباها
و زندگی میکردیم
آره باور کن دنیای من میتونه به همین کوچیکی باشه
نه اینکه فکر کنی من خیلی آدمه قانعیم و خاکیم
نه؛ من اتفاقا دوست دارم همش خوش باشم و خوش بگذرونم
و من وقتی با تو هستم خوشم
پس برام فرقی نمیکنه سر کار چه مسائلی دارم
گرونی کجا داره میره
اوضاع مملکت چقدر اسفناکه
مردم چقدر بدبختن
و ...
مهم اینه که با تمام اینها وقتی میام خونه، تو هستی
وقتی تو هستی همه چیز فراموش میشه و دنیام میشه همین خونه قشنگمون
زادروزت مبارک دوست خوب من
اندازه همین اتاق خوابمون
اونوقت من بودم و تو و یه عالمه وقت که با هم باشیم
بعد صبح ساعت که زنگ میزد بدون اینکه چشمم رو باز کنم خاموشش میکردم
و تو خودت رو تو بغل من جا میدادی و باز میخوابیدیم
و بعد از ساعتها مقاومت در برابر بیدار شدن! بالاخره بیدار میشدیم و با هم صبحانه میخوردیم
دیگه به چیزی فکر نمیکردیم غیر خودمون
نه به اینکه کارهای شرکت چطور پیش میره؟
نه به اینکه زندانیهای سیاسی در چه وضعین؟
آمریکا میخواد حمله کنه یا نه؟
انتخابات چی میشه؟
سکه طلا چند؟ دلار چی؟
و ...
ای کاش میشد فقط به خودمون فکر کنیم، با هم حرف بزنیم، بخندیم
من برات آشپزی میکردم و تو هی مثل یه جوجه پشت سر من وسائل اضافی رو جمع کنی!
با هم میشستیم بازی میکردیم
فیلم میدیدیم، بعد تو وسط فیلم بلند میشدی میرفتی سمنو رو از یخچال میاوردی
با هم میرفتیم دیدن دوستان، فامیل، مامان باباها
و زندگی میکردیم
آره باور کن دنیای من میتونه به همین کوچیکی باشه
نه اینکه فکر کنی من خیلی آدمه قانعیم و خاکیم
نه؛ من اتفاقا دوست دارم همش خوش باشم و خوش بگذرونم
و من وقتی با تو هستم خوشم
پس برام فرقی نمیکنه سر کار چه مسائلی دارم
گرونی کجا داره میره
اوضاع مملکت چقدر اسفناکه
مردم چقدر بدبختن
و ...
مهم اینه که با تمام اینها وقتی میام خونه، تو هستی
وقتی تو هستی همه چیز فراموش میشه و دنیام میشه همین خونه قشنگمون
زادروزت مبارک دوست خوب من
+ نوشته شده در دوشنبه 24 بهمن1390ساعت 20:42  توسط بی فایده
|