سرم شلوغ است به شدت! برای همین نزدیکه 2 ماه نتونستم چیزی بنویسم.
آهان! داره یادم میاد چه چیزایی میخواستم بنویسم!! یکیش در مورد حرفهای زنانه بود! سوءتفاهم نشه، منظورم این که جماعت مونث یکسری حرفهایی با هم میزنند که با حتی شاید نزدیک ترین موجودات مذکر بهشون هم نزنن یا اینکه این حرفها رو معمولا مذکرها با هم نمیزنن!
یعنی مثلا فرض کنید که دو تا خانم خیلی راحت با هم راجع به سکس یا روابط جنسیشون حرف میزنن. البته یه حریمهایی برای اشخاص آشنا نگه داشته میشه ولی هرچی غریبه تر باشه راحت تر صحبت میکنن و دیگه چیزی ناگفته باقی نمیزارن!! مثلا نوع پیشگیری چیزیه که با غریبه و آشنا صحبت میشه ولی مثلا اندازه آلت و ... کمی خصوصی تره و با یه غریبه ممکنه صحبتش بشه!
یکی دیگه از مشخصه های خانمها در زمینه حرف اینه که خیلی راحت با هم شروع به صحبت میگیرن و در عرض چند دقیقه به جایی میرسن که از هم شماره تلفن میگیرن! مثلا فرض کنید در اتوبوس بین شهری، دو تا خانم که بغل هم بشینن احتمالا تا مقصد تمام داستان زندگی هم دیگر رو میدونن و احتمالا اگه خیلی هم با هم حال کرده باشن، شماره میگیرن و دوست میشن! اما من خودم به شخصه این هم با اتوبوس سفر کردم به ندرت پیش اومده که با بغل دستیم بیش از چند کلمه حرف بزنم(البته خب من شاید کلا مثال خوبی نباشم! چون با یه آشنا هم ممکنه حرف نزنم!!!) ولی این جزو چیزاییه که تقریبا اکثرا قبول دارن که خانمها باهم خیلی راحت وارد صحبت میشن و خیلی چیزها رو برای هم تعریف میکنن.
اما به نظر من در کل این دو ویژگی یعنی عدم سانسور حرفها و راحت حرف زدن با غریبه ها جالب و خوبه! مثلا در مورد اینه با یه غریبه خیلی راحت وارد صحبت بشی و باهاش درد و دل کنی خوبه چون یکی از روشهای روان درمانی همینه. اینکه شما فقط یکی رو داشته باشید که حرفهاتون رو بهش بزنید. چون اون طرف شما و اطرافیانتون رو نمیشناسه معمولا نباید نظر خاصی بده و صرفا بهتون گوش میده و در نهایت ممکنه ابراز همدردی بکنه و آرزوی موفقیت. چون یکی از دلایلی که خود خانمها برای عدم حرف زدن با آقایون میگن اینه که حرفهاشون معمولا بدون پیامد نیست یعنی این طور نیست که آقا حرفشون رو بشنوه و نصیحت و پند و اندرز نده یا عصبانی نشه و کلا بدون واکنش بمونه!! همین مسئله یکی از روشهای روانشناسها در درمان آدمها است. یعنی به جای اینکه هی راه حل بدن، سعی میکنن از بیمار حرف بکشن و بیشتر بیمار صحبت میکنه و دکتر فقط گوش میده و هرجا ببینه باید بیمار عمیق تر بشه و به ریشه بزنه با سوالهای بیشتر سعی میکنه خود بیمار به ریشه بیماریش برسه. بنابراین این حرکت خانمها از نظر روانی روشون تاثیر مثبت میزاره.
و ویژگی دیگه که حرف زدن از ممنوعات و عدم سانسور حرفهاشونه هم به نظر من مثبته چون من دلیلی در سانسور خیلی از حرفها نمیبینم!! مثلا چه اشکالی داره که من بدونم مثلا دوستم در خونه میگوزه یا نه؟ یا اینکه موهای زایدش رو با چی میزنه؟ چون این مسائل جزو مسائلی است که معمولا در موردش منبعی وجود نداره و سینه به سینه منتقل میشه. مثل اینکه مثلا پدر من وقتی دیده من به سن بلوغ رسیدم و قاعدتا موهای زایدم رشد میکنه بهم یواشکی!! طرز استفاده از واجبی رو توضیح داده!! پس اطلاع داشتن از مسائلی که ممکنه در کتاب و سایت و ... پیدا نشه کمک میکنه به بهتر زندگی کردن.
اما اینکه چرا زنها این طورین و مردها این طوری(البته منظور اکثریت زنها و مردها است نه همشون و مسلما کمتر جامعه شناسی میتونه یه خصوصیت رو به همه یا هیچ نسبت بده چه برسه به من که نقطه جامعه شناسی رو هم بلد نیستم!) هستن به نظرم دلایل مختلفی داره مثل فرهنگ، سابقه تاریخی، مذهب و ... که الان حالش نیست توضیح بدم!!
همین که اینها رو نوشتم خودش کلیه.
پ.ن: دوست داشتم یه مطلبی در مورد مادربزرگ بنویسم اما انقدر طول کشید که مشمول مرور زمان شد و همچنین حال مادربزرگ بزنیم به تخته بهتر شده است!
